
سلام رفقا من مجتبی قدیمی هستم کارشناس نفوذ و امنیت و اطلاعات
داخل این مقاله قصد دارم شمارو با علم نفوذ آشنا کنم ولی نه اون چیزی که همه در موردش صحبت میکنند
معمولا زمانی که صحبت از هک و نفوذ میشود تصور همه سمت یک محیط تاریک میره که یک هکر با هودی مشکی که کلاهشم سرش کرده و یکمی هم خم شده سمت لب تاپش و داره ناسا رو هک میکنه ولی دنیای هک و نفوذ بسیار بزرگ تر از چیزیه که توی ذهن ماست
داخل این دنیا تکنیکی وجود داره بنام مهندسی اجتماعی که هکر به دنبال آسیب پذیری های انسانی میگرده و قصد داره از خلأ روحی انسان ها استفاده کنه و حس هایی رو به طرف مقابل انتقال بده که باعث میشه طرف مقابل تحت کنترل هکر در بیاد که چند تا مثال براتون میزنم که بهتر متوجه بشید :
کلاه برداری های زیادی حول محور حس های ترس , طمع , کنجکاوی , اعتماد , اقتدار , فوریت , کمیابی , غرور , همدلی , حس گناه , عشق , حسادت , امید , خستگی و موارد خیلی زیاد دیگری انجام میشه
مثلا چند سال پیش اگر یادتون باشه خیلی از کلاه برداران با تماس گرفتن خیلی از افراد میومدند حس طمع و همزمان حس فوریت رو در دل مخاطب ایجاد میکردند و اون هارو پای عابربانک میکشوندند و حسابشون رو خالی میکردند که معمولا این کلاهبرداری ها با جمله ( تبریک میگوییم شما برنده فلان تومان پول شده اید و ده دقیقه فرصت دارید تا جایزه خود را دریافت کنید ) شروع میشد , همونطور که گفتم از تمامی این احساساتی که براتون لیست کردم به نوعی میشه کلاهبردای کرد .
از اونجایی که بزرگ ترین نفوذ های تاریخ بشر با استفاده از همین تکنیک یعنی مهندسی اجتماعی رخ داده , این حوزه لعنتی مهندسی اجتماعی حسابی نظر من رو به خودش جلب کرد و تصمیم گرفتم کمی عمیق تر وارد این حوزه بشم و مطالعات خودم رو در زمینه ذهن انسان که چرا گول میخوره شروع کنم و مباحث روانشناسی را علاقه شدیدی دنبال کنم و مفتخرم که عنوان بنیان گذار حوزه رواشناسی تاریک برای هکر هارو به خودم عنوان بدم چون تا به امروز ندیدم کسی چنین مواردی رو بیان کند .
روانشناسی تاریک برای هکر ها چیست ؟
در ابتدای امر دوست دارم منظور خودم رو برای کلمه هکر ها به وضوح براتون بیان کنم
منظور این نیست که اگر هکر نباشید این مباحث رو نمیتونید ازش استفاده کنید بلکه منظور این است که این تکنیک ها و روش هارو معمولا افرادی مورد استفاده قرار میدهند که روحیه هکری دارند و اگر هیچ چیزی در مورد هک و امنیت نمیدانید هیچ ایرادی نداره و میتونید این حوزه رو شروع به یادگیری کنید و حتی میتونم بهتون قول بدم با یادگیری این مباحث میتونید حتی بدون استفاده از کامپیوتر و حتی یک خط کد زدن بزرگترین نفوذ های تاریخ بشری رو رقم بزنید ( ان شالله نیان مارو ببرند 🙂 )
به صورت خلاصه و کلی مبحث روانشناسی هکر ها ورژن حرفه ای و پیشرفته شده ی هنر مهندسی اجتماعی هستش و با یادگیری عمیق عملکرد ذهن شما میتونید با تمرین تلاش های زیاد اقدام به تحت کنترل درآوردن مخاطبین خود کنید .
الان میخواهم یک مقداری در مورد این حوزه بیشتر براتون صحبت کنم تا بهتر منظور من رو متوجه بشید
احساس فوریت، کیفیت تصمیمگیری را کاهش میدهد
جالبه بدونید زمانی که موقعیت های حساسی بوجود می آید و ذهن نیاز به تفکر سریع دارد بخش تحلیلی ذهن تا حد بسیار زیادی از کار خواهد افتاد که این به دلیل روند تکامل ذهن بشر می باشد
نمونه هایی که تقریبا برای همه پیش اومده :
فقط ۱۰ دقیقه فرصت باقی مانده
آخرین مهلت تمدید حساب
پرداخت شما در حال رد شدن است
آخرین فرصت برای فلان چیز یا بهمان چیز
فشار زمانی باعث میشود که افراد کمتر از بخش تحلیلی ذهن استفاده کنند و به تصمیم های سریع روی بیارند
لباس و ظاهر
همونجور که هممون شنیدیم عقل مردم به چشمشونه و این خیلی نکته خوبی برای افراد این حوزه هست
بزارید این یکی رو با یک خاطره واقعی از خودم برای توضیح بدم :
یک صبح زود که من برای کار های بانکی خود به بانک مراجعه کرده بودم هنوز بانک به صورت کامل باز نشده بود و فقط کارمندان بانک میتونستند وارد بانک بشند و افراد عادی مجاز نبودند
از اونجایی که من تیپ کلاسیک رو همیشه به هرتیپی ترجیح میدهم در ۹۹ درصد مواقع با کت شلوار رسمی و برخی مواقع اندکی با جلیقه و کراوات بیرون از خونه میرم
طبق معمول بعد از دوش و مسواک صبحگاهی و اتوکشیدن لباس ها و دست کردن ساعت و ادکلن و واکس زدن کفش ها از خونه بیرون زدم و جلوی بانک در حال پیپ کشیدن منتظر باز شدن بانک بودم که یکی از کارمندان بانک سررسید و با سلام و احوال پرسی بشدت گرم و عجیبی من رو به داخل دعوت کرد و پرسید چرا شما دم در ایستادید ؟؟؟
اول از هرچیزی ازش پرسیدم من شمارو میشناسم ؟
اون بنده خدا هم جواب داد مگه شما مدیر جدید بانک نیستید ؟
گفتم نه داداش من منتظرم بانک رو باز کنید کار های بانکیم رو انجام بدم 😂
اون بنده خدا هم عذر خواهی کرد و گفت فکر کردم مدیر جدید هستید و رفت داخل
خلاصه کلام اینکه با ظاهر مربوط به یک محیط و صد البته اعتماد بنفس لازم شما میتونید به راحتی وارد یک محیط بشید
مثلا شما یک دست لباس مامور گاز به من بده تا خودم رو مامور گاز جا بزنم و وارد خونه یک شخصی بشم ( به قران شوخی میکنم چنین کاری نمیکنم برای مثال دارم میگم )
یک سوال مهم
بنظرت چرا شغل هایی مثل کپی رایتر یا تبلیغ نویس بوجود اومده ؟
یا چرا یکسری از کلیپ های یوتیوب کلیک خور بیشتری دارند ؟
یا حتی چرا یکسری از کلیپ های اینستاگرام وایرال میشند ؟
همشون روانشاسی داخلش دخیله …
برای کلیک خور بودن تاتیل های یوتیوب معمولا به شما پیشنهاد میشه از تکنیک FOMO استفاده کنید که یکی از هزاران تکنیک روانشناسی تاریک هست که این تکینک میگه داخل تایتل باید از عبارتی استفاده کنی که حس ترس از دست دادن رو انتقال بده , تایتل هایی مثل ( ۷ اشتباهی که اگه توی ۲۰ سالگی میدونستم الان زندگیم به یک تار پشم بند نبود )
یا مثلا ( ۵ اشتباهی که سرمایه و آیندت رو خراب میکنه )
یا مثلا داخل ریلز های اینستاگرام شما ۳ ثانیه فرصت داری توجه مخاطب رو جلب کنی که ۳ ثانیه طلایی بهش میگند و احتمالا همتون تا الان اسم قلاب ویدیو رو شنیدید
بنظرتون چرا برخی ویدیو ها با جمله ( چند تکنیک فلان برای کار فلان که آخریش از همه مهم تره ) شروع میشه ؟
برای مخاطب اصلا مهم نیست طرفش چی داره بلغور میکنه فقط میخواد ببینه اون تکنیک اخر که از همه مهم تره چیه که باز برمیگرده به حس کنجکاوی
یا حتی فکر کردی چرا اول ویدیو ها یک تیکه از دعوای آخر کلیپ رو نشون میده و کلیپ استارت میخوره ؟؟؟
چون حس کنجکاوی تورو بیدار میکنه که ببینی دلیل این دعوا چی بوده و حالا که دعوا شده چی قراره بشه …
تا صبح میتونم براتون از اینجور مثال ها بزنم و حتی مثال هایی بزنم که کرک و پرتون بریزه ولی مثال ها و پروژه های حرفه ای تر کنترل ذهن رو داخل مقالات بعدی براتون مینویسم چون دیگه الان میخوام برم
راستی بعدا که برگشتم چند تا منبع خوب برای یادگیری هم بهتون معرفی میکنم

پاسخ دهید